ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
تعطیلات بی رمق و خسته کننده نوروز رو پشت سر گذاشتیم. نه حال ماندن داشتم نه پای رفتن. هفته اول که با تهمانده های مریضی قبل از عید درگیر بودم حتی حوصله آشپزی هم نداشتم، شام و ناها رو هم فقط سفارش می دادم و همسرجان زحمت پخت و پز رو می کشید. هفته دوم که علائم بیماری کمرنگ شد یه تکونی به خودم دادم و تونستم روزی نیم ساعت پیاده روی رو انجام بدم . ولی د ر کل همیشه از تعطیلات عید بدم میومده. چه اون زمان که می رفتیم شهرستان زادگاه همسر و چه این چند سالی که خونه هستیم. حتی حوصله تهران خلوت رو هم ندارم. رخوت و دلمردگی همه جا رو فرا میگیره، هر کاری میخوای انجام بدی یه جاش می لنگه تعطیلی مغازه ها و ....و تنها دلخوشیمون زیبایی طبیعت هست. حتی خواب صبح هم بی لذت میشه. امسال که دیگه نور علی نور بود با این وضع مملکت و ماه رمضون و... . ما مثل اکثر کارمندا هفته اول تعطیل بودیم و از 5 فروردین باید میومدیم سر کار ولی من حوصله سرکار اومدن هم نداشتم و 5 روز مرخصی گرفتم . امروز هم اصلا دل و دماغ نداشتم بیام اداره. اونم تو این ماه رمضون که باید با بدبختی یه آب و چایی بخوری. ما تو اتاقمون سه نفر هستیم که یک نفر روزه میگیره و ما دونفر باید زجرش رو بکشیم.اون یه نفر از صبح تا بعدازظهر هم از جاش تکون نمی خوره و مثل آینه دق نشسته جلومون. خیلی غر زدم از خوبی های تعطیلات هم بگم. دور هم بودن همه اعضای خانواده، نگران ساعت خواب و بیداری بچه ها نبودن، وقت داشتن برای کتابخونی، چند تا برنامه تفریحی کوچولو هم داشتیم که بد نبود. یه روز رفتیم پیک نیک تو پارک جنگلی که تجربه خوبی برای بچه ها بود. یه شب شهر بازی و یک سفر یک روزه کویر هم داشتیم که خیلی خوب و دلچسب بود. از آخر این هفته دید و بازدیدهامون شروع میشه یا مهمون داریم یا مهمون هستیم. این بود انشای من با موضوع تعطیلات عید خود را چگونه گذراندید.
منم از ۵فروردین اومدم سرکار تعطیلات عید را نچسب ترین تعطیلات هستن برای من :تعجب
من حتی حس نداشتم بیام سر کار، چون اداره هم خیلی کسل کننده است توی عید.
در مقابل یه نفر همکار شما یه لشکر همکار بنده هم هستند که علاوه بر اینکه از ساعت کاری کمتر ماه رمضون استفاده میکنند و زودتر میرن خونه ، روزی 45 دقیقه در حال غذا آماده کردن و سالاد درست کردن و قهوه آماده کردن هستند .
سخت نگیرید ، همه جوره در هم داریم تو این مملکت
موسی به دین خود، عیسی به دین خود
مرسی عزیزم از توضیحات، امیدوارم جور بشه بریم، میام میگم:)
خواهش میکنم
، تا گرم نشده باید برید.
منظورم همینه. ما اغلب به اونی که روزه ست احترام میذاریم حتی به اجبار! اما کم پیش میاد که متقابلا احترام دریافت کنیم و اینطوری میشه که بخاطر اعتقاد یه نفر دیگه ما مجبوریم تظاهر کنیم.
در خیلی از موارد دیگه هم همینطوره مثلا تو مجلسی یه نفر معتقد به حجابه بقیه باید به احترام اون باحجاب باشن، البته کم کم داره درست میشه این معادلات دست و پاگیر و عاری از منطق.
سلام ستاره جون. سال نو برای ما و خانواده مبارک باشه.
بنظر من هم کاش اینطور احترامها دوطرفه باشه، یعنی کسی که روزه میگیره هم به عقیده اونی که نمیگیره احترام بذاره :)
مرسی لیمو جان. البته که احترام به عقیده مهمه ولی این تظاهر به روزهداری خیلی رسم بدیه. اگر توی ماه رمضون رستوران اداره ها رو باز میذاشتن هرکسی غذاشو بیاره بخوره دیگه یواشکی بازی لازم نبود.
نور امسال دوست نداشتم خونه بمونم، بر عکس سالهای قبل که خونه بودیم و سفرهای یه روزه رو ترجیح میدادم
همیشه به سفرهای خوب و خوش

سلام امیدوارم حالت بهتر باشه الان،
من برعکس تو رفتم سفر و خوب هم بود اما اون قسمت مربوط به کتاب خوندن! دقیقا برعکس تو با اینکه کتاب برداشته بودم اما نشد لای کتاب را باز کنم! میخوام بگم خلاصه انگار همه چیز با هم نمیشه:))
کویر گردی یکروزه کجا رفتید؟ من عید رفتم کویرگردی که خب بخشی از سفرمون بود و نزدیک دهاتمون، یکی از دوستام عکسهام را دید خیلی دلش کویرگردی خواست، فکر کردم اگر بشه باهاش قرار بذارم همین یک روزه که شما رفتی را باهاش برم:)
آره الان بهترم عزیزم، چه خوب که رفتید مسافرت
ما رفتیم کویر مرنجاب خیلی خوب بود. متینآباد هم خوبه کمپ هم داره که شب بمونید. فاصله هر دوشون تا تهران یکیه. مرنجاب بزرگ و بکر هست و دریاچه نمک هم داره ، متینآباد مدرن تره.